فیزیوتراپی پارادایم جدید پزشکی

 

 

مقدمه : پزشکی مدرن در حقیقت بر دوش تفکر آلوپاتیک (Allopathic Medicine) پیش رفته است و مبنای آن دانش فیزیولوژی ، پاتوفیزیولوژی ، علت شناسی ، ارزیابی ، معاینه ، استفاده از داروهای مدرن و جراحی میباشد. این مدل پزشکی در برآورده کردن آرزوی بقراط برای درمان بی ضرر در درون خود یک پدیده را پروراند و آن درمان مبتنی بر فیزیولوژی بوده است، درمانی که اکنون به عنوان فیزیوتراپی میشناسیم . این مقاله سعی بر نشان دادن نقش فیزیوتراپی درتغییر پارادایم آلوپاتی موجود در پزشکی دارد.

بحث : با آغاز تاریخ بشریت و آنچه که مکتوب (نوشته ، تصاویر ، مجسمه ، نقش های سنگی) به امروز رسیده است مبین این مطلب است که درمان همواره با عوارضی همراه بوده است. خونریزی و مصمومیت عوارض شناخته شده ای بوده اند. درمانگران ابتدایی همیشه در آرزوی درمانی بدون عوارض مطابق طبیعت بدن بوده اند. استفاده از عناصر طبیعی برای درمان از اجزای آن بود. هوای پاک ، ساحل دریا و آفتاب از جمله این روش های طبیعی درمانی شمرده میشد. با تحولات علمی و پزشکی در قرون پانزدهم و شانزدهم میلادی و شناخت عملکرد و ساختار بافت ، سلول و آشنایی با مکانسیمهایی مانند گردش خون و سیستم تنفسی به آن عملکرد طبیعی گفتند و شناخت و مطالعه این پدیده ها را فیزیولوژی (Physiology) نامیدند. در مقابل، شناخت فیزیولوژی نامناسب بیماریها را پاتوفیزیولوژی نامیدند.در این برهه آرزویی شکل گرفت. درمانی مطابق با فیزیولوژی بدن و استفاده پدیده های طبیعی که به آن درمان مبتنی بر فیزیولوژی (Physiological Therapeutics) درمان فیزیولوژی (Physiological Therapy)  و در نهایت آن را فیزیوتراپی(درمان فیزیولوژیک، درمان طبیعی،علاج طبیعی) نامیدند.

در قرون بعدی تا اوایل قرن بیستم ده ها گروه مدعی درمان فیزیوتراپی شدند. درمانگران با استفده از انرژی الکتریکی(Electrotherapist) ، مانوال تراپیست ها ، درمانگران هموپاتی از این نمونه بوده اند. در اوایل قرن بیستم  گروهی درمانگر که بر تمرینات بدنی و راه اندازی بیماران  در هنگام نقاهت تاکید داشتند، درکنار حیطه جراحی پدید آمدند . این گروه آخر به تدریج تمامی روش های مانند الکتروتراپی ، ماساژ را وارد سیستم خدمات درمانی خود کرد. ابزارهای جدیدی مانند دیاترمی به روش ها درمانی این گروه افزوده شد. اتفاقات تاریخی بخصوص در جنگ دوم جهانی موجب شکل گیری هویت این درمانگران شد و به نام فیزیوتراپیست و درمانگران مستقل شناخته شدند.

در سال 1975 میلادی خاصیت درمانی جریانهای الکتریکی توسط این گروه اثبات گشت و رشته فیزیوتراپی وارد عرصه های مختلف پزشکی شد. تغییرات شدید ماهوی در رشته فیزیوتراپی به علت نیازهای اقتصادی درمانی و حرفه ای رخ داد و رشته وارد مرحله DPT گشت. با ورود به قرن بیست و یکم میلادی و افزایش ظرفیتهای علمی و ذهنی بشر، فیزیوتراپی از یک شکل رشته خارج و تبدیل به یک حیطه گشت. فیزیوتراپیستها از شکل کلینیکی و بیمارستانی خارج شدند و حتی وارد میادین جنگی شدند. فیزیوتراپیستها نه فقط در روشهای فیزیوتراپی تغییراتی بوجود آوردند بلکه عملا وارد استفاده از روشهایی آلوپاتیک مانند دارو و تزریق بر اساس تئوری های خود شدند. البته در یک تبادل علمی روشهای فیزیوتراپی مورد استفاده بسیاری از پزشکان آلوپاتیک گشتند. داروهایی که تجویز دهانی یا تزریقی خطرناکی داشتند توسط روشهای بی خطرفیزیوتراپی قابل تجویز شدند.

فیزیوتراپیستها که در هنگام تمرین درمانی بیماران و معلولین پدیدار شده بودند، وارد خطوط درمانی و سپس وارد مباحث پیشگری شدند. در مباحث نظامی فیزیوتراپیست در هنگام به کارگیری نیروی نظامی، هنگام آماده سازی قبل از عملیات، هنگام عملیات و بعد از عملیات حضور پررنگی یافتند و این تم با نشان دادن توانایی و مقدورات وارد عرصه پزشکی و سلامت شد. 

نتیجه : پارادیم آلوپاتیک با نگرش پاتوفیزیولوژی در حال تغییر است . این یک پارادایم شیفت است و پارادایم فیزیوتراپی در حال طلوع و تاثیر جدی بر پزشکی است و ما شاهد این واقعه تاریخی هستیم.